زلزله روی نیمکت قهرمان لیگ
نفرین قهرمانان؛ وداع اسکوچیچ با جام در دست
دراگان اسکوچیچ پس از قهرمانی تاریخی از تراکتور جدا شد. بررسی دلایل این جدایی، قرارداد محمد ربیعی و تکرار الگوی جدایی مربیان قهرمان در لیگ برتر ایران.
زلزله روی نیمکت قهرمان لیگ
دراگان اسکوچیچ پس از قهرمانی تاریخی از تراکتور جدا شد. بررسی دلایل این جدایی، قرارداد محمد ربیعی و تکرار الگوی جدایی مربیان قهرمان در لیگ برتر ایران.
به گزارش آشکار، دراگان اسکوچیچ پس از قهرمانی تاریخی با تراکتور جدا شد؛ جداییای ناگهانی که بار دیگر «نفرین مربیان قهرمان» در لیگ برتر ایران را زنده کرد.
صبحی زود در دوحه؛ چمدانها بسته، توافقنامه امضا شده و یک مربی کروات در سکوت از هتل خارج میشود. دراگان اسکوچیچ، مردی که تراکتور را به نخستین قهرمانی لیگ برتر رساند، تنها چند هفته پس از بالا بردن جام، تبریز را ترک کرد؛ آن هم در شرایطی که تیمش همچنان در کورس لیگ و لیگ نخبگان آسیا مدعی بود.
جدایی او نهتنها یک تغییر فنی، بلکه یک شوک روانی برای هواداران تراکتور و فوتبال ایران بود. پنج روز مذاکره فشرده، تماسهای بیوقفه و سرانجام یک امضا؛ پایانی برای پروژهای که در کمتر از شش هفته جهت باد را در تبریز تغییر داده بود.
وقتی اسکوچیچ به تراکتور رسید، تیمی بیرمق تحویل گرفت؛ اما در یک سال و نیم، آماری خیرهکننده ثبت کرد: ۶۸ بازی، ۴۰ برد، ۱۸ مساوی، ۱۰ شکست؛ ۱۳۲ گل زده و ۵۹ گل خورده.
تراکتور او فوتبالی عمودی، پرانرژی و مبتنی بر پرس شدید ارائه داد؛ تیمی که هم بهترین خط حمله لیگ شد و هم یکی از منسجمترین خطوط دفاعی را داشت. او بازیکنانی مانند امیرحسین حسینزاده، مهدی هاشمنژاد و محمد نادری را احیا کرد و بستری ساخت تا شجاع خلیلزاده، ترابی و دانیال اسماعیلیفر بهترین نسخه خود را ارائه دهند.
اسکوچیچ یک بار گفته بود: «کیفیت وجود داشت، فقط باید آزاد میشد.»
و همین آزادسازی، تراکتور را به تیمی تبدیل کرد که قهرمانیاش دیگر یک رویا نبود؛ یک انتظار طبیعی بود.
اما چرا مربیان قهرمان در ایران دوام نمیآورند؟
جدایی اسکوچیچ یادآور سناریوهای مشابه است:
گویی در لیگ برتر ایران، بالا بردن جام پایان یک مسیر است، نه آغاز یک امپراتوری.
در مورد اسکوچیچ، اختلافات مدیریتی از هفتهها پیش زمزمه میشد. هرچند تیم در مسیر دفاع از عنوان قهرمانی قرار داشت، اما شکاف میان سرمربی و مدیریت در نهایت به جدایی انجامید؛ جداییای که پیش از دیدار آسیایی مقابل الغرافه رسمی شد.
پس از رفتن مرد کروات، محمد ربیعی سکان هدایت تراکتور را بر عهده گرفت؛ اما نه با قرارداد بلندمدت، بلکه تا پایان فصل جاری.
طبق توافق انجامشده، قرارداد ربیعی تا ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعتبار دارد. او خواهان پروژهای بلندمدت بود، اما باشگاه ترجیح داد توافقی کوتاهمدت داشته باشد؛ تصمیمی که نشان میدهد مدیریت هنوز درباره آینده نیمکت به جمعبندی نهایی نرسیده است.
ربیعی قرار است بهزودی یک مربی تمریندهنده و یک مربی دروازهبانان به کادر فنی اضافه کند. تراکتور در نخستین بازی بدون اسکوچیچ، الغرافه را شکست داد و حالا باید به مصاف الاهلی امارات برود؛ آزمونی که میتواند مشروعیت پروژه جدید را تثبیت یا متزلزل کند.
اگر کسی بخواهد درباره «ریبرندینگ» در فوتبال ایران مقالهای بنویسد، نام اسکوچیچ ناگزیر در آن خواهد بود. او نهتنها جام آورد، بلکه ذهنیت هواداران را تغییر داد. تراکتور از تیمی مدعی اما ناکام، به برندی قدرتمند و مطالبهگر تبدیل شد.
در مراسم بهترین مربی سال، او جایزه را در اتاق بیلیارد هتل به همکارانش تقدیم کرد و گفت: «این یک موفقیت جمعی است.»
همین نگاه تیمی، مهمترین میراث اوست.
اکنون پرسش بزرگ این است:
آیا تراکتور میتواند بدون معمار قهرمانیاش مسیر موفقیت را ادامه دهد؟
یا جدایی اسکوچیچ، آغاز دورهای از بیثباتی خواهد بود؟
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد قهرمانی در لیگ برتر ایران لزوماً به ثبات نمیانجامد. «نفرین مربیان قهرمان» واقعی است؛ اما شاید این بار تبریز بتواند این چرخه را بشکند.
آنچه قطعی است، تصویر آخر اسکوچیچ با مدال قهرمانی و خانوادهاش، در حافظه فوتبال ایران ماندگار خواهد شد.
انتهای پیام/