یادداشت/
قدرت رسانه در جنگ شناختی امروز
کارشناس حوزه رسانه در یادداشتی با عنوان «قدرت رسانه در جنگ شناختی امروز» به نقش و اثرگذاری رسانه در تمام شئون جامعه بشری پرداخت.
یادداشت/
کارشناس حوزه رسانه در یادداشتی با عنوان «قدرت رسانه در جنگ شناختی امروز» به نقش و اثرگذاری رسانه در تمام شئون جامعه بشری پرداخت.
به گزارش آشکار، مجید ترابی در یادداشتی نوشت: شاید همه ما زمانی را به خاطر بیاوریم که پوشیدن لباسهای کهنه و مندرس، در بین عموم مردم جامعه امری مذموم بود و حتی افراد فقیر و قشر ضعیف جامعه نیز سعی داشتند تا کهنگی و فرسودگی لباس خود را به هر شکل ممکن از دید دیگران پنهان کنند و آن را بپوشانند و باز همه به خاطر داریم زمانی را که بین همه مردم، سر و وضع ژولیده و نامرتب نکوهیده و ناپسند بود و همه سعی میکردند با چهره و شمایلی آراسته در جامعه ظاهر شوند.
آنچه امروز در حوزه صنعت مد و فشن به اسم لباس «زاپدار یا پاره» و یا استایلهای «هیپهاپ» و «آوانگارد» در بین جوانان رواج یافته و تمام ناهنجاریهایی که به عنوان هنجار در جامعه ما معرفی شدهاند و ضدفرهنگهایی که به اسم فرهنگ در بین مردم بسط پیدا کردهاند، حاصل و نتیجه سیطره رسانه در دنیای کنونی ماست.
رسانه از چنان چیرگی و قدرتی برخوردار است که به راحتی میتواند مظاهر قدرت و افتخار یک ملت را در نگاه عموم جامعه به مظاهر ذلت و سرشکستگی آنها تبدیل کند و عناصر عزتآفرین و منزلتافزا را در بین آنها به عوامل عقبماندگی و حقارت یک ملت مبدل سازد.
سیاهنمایی و تخریبی که امروز در رسانههای بیگانه علیه صنعت دفاعی کشور از جمله ساخت موشک، پهپاد و… صورت میگیرد دقیقاً بر این مبناست و یا تبلیغات سوء و پروپاگاندا علیه اقدامات افتخارآفرین و تحریمشکن سپاه در حوزههای دانشمحوری همچون ساخت پالایشگاه، نیروگاه، سد، بندر و اسکله، مخازن نفت و گاز و… که باعث خودکفایی کشور در حوزههای مختلف شده در این حوزه تفسیر میشود.
این رسانهها به راحتی میتوانند مردم یک کشور را قانع کنند تا به جایگاه اجتماعی، شغل مناسب و رفاه خود در کشورشان پشتپا بزنند و زندگی سخت در غُربت با منزلت اجتماعی پایین را به آن ترجیح دهند.
اگر امروز شاهد این هستیم که سرمایهداران بزرگی همچون ایلان ماسک در کنار سرمایهگذاری در تمام بازارهای مالی دنیا، به رسانه روی میآورد و شبکه رسانه ایکس (توئیتر سابق) را به قیمت ۴۴ میلیارد دلار خریداری میکند و یا سرمایهداران بزرگ یهود از جمله رابرت مردوخ (روپرت مرداک) ابررسانههای دنیا را مدیریت میکنند و یا هنگامی که تسلط مارک زاکربرگ یهودی بر غول «متا» (شامل اینستاگرام، واتساپ، فیسبوک و…) را مینگریم به اهمیت این ابزار پی میبریم.
خاخام «راشورون» در این باره میگوید: «اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است، بیتردید مطبوعات و روزنامهنگاری دومین ابزار ما خواهد بود.»
نتیجه چنین تفکری، سیطره صهیونیسم بر غولهای رسانهای همچون رویترز، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، نیویورک تایمز، واشنگتنپست و صدها نهاد دیگر است.
رسانه به راحتی قادر است با تکنیک «وارونهنمایی حقیقت» جایگاه بد و خوب و قاتل و مقتول را در افکار عمومی تغییر دهد که نمونه بارز آن را امروز در انعکاس اخبار حملات ددمنشانه اسرائیل به غزه شاهد هستیم.
پس از عملیات طوفانالاقصی، رسانههای وابسته به صهیونیستها سعی کردند با انواع تکینیکهای رسانهای، مردم دنیا را با خود همراه سازند و بر کشتارهای بیرحمانه خود در غزه سرپوش گذارند. این رسانهها با تکنیک «انحراف از واقعیت» سعی کردند هیچ ذهنیتی در افکار عمومی نسبت به نقض حقوق بشر در غزه باقی نگذارند.
کشتار بیش از ۱۷۰ خبرنگار و عکاس در غزه راهکاری بود که رژیم صهیونسیتی در این راستا در پیش گرفت تا از انعکاس واقعیتها در کشتار بیش از ۴۰ هزار مرد و زن و کودک و پیر جلوگیری کند و با سانسور حقایق مانع نفرت بیش از پیش خود در اذهان ملتهای مختلف شود. در این بین حتی خود اسرائیل نیز سربازان خود را از آوردن تلفن همراه به قلمرو نزاع منع کرد. حتی سکو(پلتفرم)های متعلق به «متا» از ارائه هرگونه سرویسدهی به افرادی که با حماس در ارتباط بودند جلوگیری کرد.
از ابتدای حملات اخیر صهیونیستها به غزه، رسانههای وابسته به آنها سعی داشتند تا وقوع طوفانالاقصی در ۷ اکتبر را سرمنشأ این نبرد جلوه دهند و حماس را مسبب این جنگ بدانند و این در حالی بود که این زخم کهنه، ریشه در تجاوزات و شهرکسازیهای صهیونیستها از سال ۱۹۴۸ داشت و حتی طبق آخرین تحلیلها و برآوردها، رژیم غاصب پیش از طوفانالاقصی در تدارک حملهای جدید به غزه بود که حماس با اطلاع از آن به صورت پیشدستانه آنها را غافلگیر کرد.
کاری که آمریکا با ابزار رسانه در حمله به عراق انجام داد تثبیت بهانه واهی نابود کردن سلاحهای کشتار جمعی در این کشور بود. بهانهای که پس از تحقیقات فراوان طی سالیان متمادی هیچگاه اثبات نشد. این حربه را اسرائیل نیز در نبرد با حماس در پیش گرفت و به بهانه کشف تونلهای آنها، راهبرد «زمین سوخته» را در غزه به اجرا در آورد و با آواره کردن هزاران خانوار فلسطینی، امکان زندگی در آنجا را به مناطق محدودی کاهش داد.
رسانههای وابسته به اسرائیل با تکنیک «برچسبزنی» و جعل تصاویر و فیلمها، حماس را متهم به کودکسوزی، سربریدن شهرکنشینان و قتل عام ۱۲۰۰ نفر اسرائیلی کردند. ادعایی که دروغ بودن آن پس از چند ماه بعد از شروع جنگ برملا شد. این تکنیک به تئوری توطئه «پرچم دروغین» نیز شهرت دارد.
«اهریمنسازی» و ارائه تصویری خشن و بیرحم از نیروهای حماس نیز از دیگر تکنیکهایی بود که رژیم صهیونیستی سعی داشت با استفاده از آن، حملات گسترده و بیامان خود را توجیه کند و این جنگ را نبرد بین خیر و شر معرفی کند.
غولهای رسانهای دنیا با تکنیک «برجستهسازی و کمرنگنمایی» همواره سعی میکنند با پنهان کردن آمار کشتههای رژیم صهیونیستی و با تأکید بر آمار کشتههای غزه، خود را پیروز این نبرد نشان دهند. به تعبیر خود یهودیان، مرگ برای پیروان این قوم، امری سنگین و خسرانی بزرگ و غیر قابل جبران است و خداوند نیز در قرآن بارها به این موضوع تحت عبارت “لن یتمنّوه أبدا” پرداخته است. آنچه در جنگ غزه شاهد آن هستیم که اسرائیل به هیچ عنوان حاضر به ارائه آمار دقیقی از تلفات خود در رسانهها نیست از این امر نشأت میگیرد و در این مسیر نیز از قدرت رسانه برای سرپوشی بر شکستهای خود استفاده میکنند. این در حالی است که در نقطه مقابل آن فرهنگ شیعی قرار دارد که شهادت و حیات را «اِحدَیالحُسنَیَن» میداند و هر دو را مسیری برای تکامل انسان قلمداد میکند و ارائه آمار دقیق از شهدا توسط حزبالله در ترور اخیر بیش از ۵۰ فرمانده یگان رضوان در ضاحیه لبنان دلیلی بر این ادعاست.
اکنون با نزدیک شدن به سالروز عملیات طوفانالاقصی و بعد از یک سال نبرد، اسرائیل به موجودی در حال احتضار شبیه است که سعی دارد شانسهای دیگر خود برای ادامه حیات را بیازماید. او از یک سو خود را عمیقاً گرفتار در باتلاق جنگ یکساله با میلیاردها دلار هزینه و خسارت میبیند و از سوی دیگر ایران را مینگرد که در آسایش و آرامش، مسیر حیات اجتماعی خود را طی میکند؛ از این رو در تلاش است تا با ابزار رسانه، کشور ما را درگیر این نبرد کند. رسانههای این رژیم میکوشند تا به بهانه عاجز بودن ایران در تلافی ترور هنیه و ترس ایران از رویارویی با رژیم صهیونیستی، پای کشورمان را به این جنگ باز کنند در حالی که تاکنون کیاست و درایت مسئولان نظام در نحوه پاسخگویی، ضربهای دوچندان به این رژیم وارد کرده است.
در پایان باید گفت که دشمن به خوبی توانسته از علوم روز دنیا در نبردهای خود استفاده کند و در این بین رسانه از ابزارهای قدرتمندی است که آنها تا حد زیادی از ظرفیت آن برای رسیدن به مقاصد خود بهره بردهاند.
حال شاید با اشاره به گوشهای از سیطره رسانهای غرب در دنیای امروز به تأکیدات رهبر معظم انقلاب در استفاده از این ابزار و نقشآفرینی در دنیای کنونی بیشتر پی ببریم، آنجا که میفرمایند: امروز بیش از آنچه که موشک و پهپاد و هواپیما و ابزارهای جنگی و اینها تأثیر بگذارند در عقبراندن دشمن، رسانهها هستند که تأثیر میگذارند و دلها را تحت تأثیر قرار میدهند، ذهن ها را تحت تأثیر قرار میدهند. جنگ، جنگ رسانهای است.
انتهای پیام/