روایت کمتر شنیدهشده از یک افسر اطلاعاتی
لحظه اعدام صادق قطبزاده؛ سیگار آخر، نماز آخر و لبخندی که دوام نیاورد
وزیر خارجه پیشین ایران، در واپسین لحظات حیات خود در اوین، با غرور و توهم شوخی، به استقبال جوخه آتش رفت.
روایت کمتر شنیدهشده از یک افسر اطلاعاتی
وزیر خارجه پیشین ایران، در واپسین لحظات حیات خود در اوین، با غرور و توهم شوخی، به استقبال جوخه آتش رفت.
به گزارش آشکار، یک افسر اطلاعاتی از صحنه اعدام صادق قطبزاده روایت میکند؛ جایی که او سیگار خواست، دو رکعت نماز خواند و سپس مقابل جوخه ایستاد.
صادق قطبزاده، وزیر امور خارجه دولت موقت و یکی از چهرههای جنجالی پس از انقلاب، سرانجام در اوین به اتهام توطئه علیه نظام جمهوری اسلامی اعدام شد. حالا یکی از افسران اطلاعاتی حاضر در آن شب، روایت تازهای از لحظههای آخر زندگی او بیان کرده است.
به گفته این افسر، قطبزاده «با غرور و لاتی خاص» به محل اجرای حکم آورده شد. ابتدا باور نمیکرد که قرار است تیرباران شود و گمان میکرد مأموران با او شوخی میکنند.
- «قطبزاده ابتدا تصور میکرد اعدام یک شوخی است.»
- «سیگار خواست، دو رکعت نماز خواند و لبخند زد.»
- «لاجوردی از او خواست سخنرانی کند؛ فقط از کلیات استکبار گفت.»
او قبل از اجرای حکم، سیگاری طلب کرد و در میان سکوت سنگین محوطه، دود آخرین نخ را در هوا پخش کرد. سپس گفت: «دو رکعت نماز باید بخوانم.» با آرامش ظاهری وضو گرفت و نماز آخرش را در حالی خواند که همهمه منافقینِ تواب در اطراف بلند بود.
لاجوردی، دادستان وقت انقلاب، از او خواست پیش از اجرای حکم در جمع زندانیان منافق سخنرانی کند. قطبزاده با سرسختی ابتدا مخالفت کرد اما سرانجام به کلیات حمله به «استکبار» بسنده کرد. توابین شعار میدادند و فضا ملتهبتر میشد.
لحظه سرنوشت فرا رسید. او با همان غرور همیشگیاش، روبهروی جوخه ایستاد. افسر اطلاعاتی روایت میکند: «وقتی فرمان آتش داده شد، تازه نگاهش عوض شد؛ گویی تازه باور کرد که این پایان است.»
انتهای پیام/