وقتی فروش خودرو به لاتاری، رانت و «ناتوانسازی مردم» تبدیل میشود
ثبتنام یا تحقیر؟
ثبتنام خودرو با اختلال، تکمیل ظرفیت پیش از موعد و مسیرهای غیرشفاف، به تجربهای تحقیرآمیز تبدیل شده و مطالبه شفافیت را تقویت کرده است.
وقتی فروش خودرو به لاتاری، رانت و «ناتوانسازی مردم» تبدیل میشود
ثبتنام خودرو با اختلال، تکمیل ظرفیت پیش از موعد و مسیرهای غیرشفاف، به تجربهای تحقیرآمیز تبدیل شده و مطالبه شفافیت را تقویت کرده است.
به گزارش آشکار، دکتر مصطفی هدایی در یادداشتی نوشت: آنچه امروز «ثبتنام خودرو» نامیده میشود، در عمل به تجربهای فرساینده بدل شده که بیش از کمبود خودرو، احساس ناتوانی، تبعیض و بیاعتمادی تولید میکند.
هر بار که سامانههای فروش خودرو باز میشود، میلیونها نفر پشت صفحههای قفلشده مینشینند؛ نه برای خرید یک کالا، بلکه برای آزمودن شانس، صبر و اعصاب.
اما مسئله اصلی، کمبود خودرو یا افزایش تقاضا نیست.
مسئله، شیوهای از فروش است که ناخواسته یا آگاهانه، مردم را از یک حق بدیهی ناتوان میکند.
وقتی فرآیندی از ابتدا طوری طراحی میشود که بخش بزرگی از متقاضیان حتی امکان ثبت درخواست نداشته باشند، دیگر با «فروش» مواجه نیستیم؛ با حذف سیستماتیک روبهرو هستیم.
در اطلاعیهها، ساعت آغاز فروش شفاف اعلام میشود؛ اما در واقعیت، متقاضیان با جملهای تکراری مواجهاند: «ظرفیت تکمیل شده است.»
پرسش اینجاست — و این یک پرسش حقوقی است، نه اتهام:
چگونه فرآیندی که هنوز آغاز نشده، پایان یافته تلقی میشود؟
اگر قرار است ظرفیتها محدود باشد، اگر سهمیهها از پیش تعریف شدهاند، اگر تقدمهایی وجود دارد، چرا این واقعیتها صادقانه و رسمی به مردم اعلام نمیشود؟
شفافیت، انتخاب نیست؛ تعهد است.
در برخی طرحهای اخیر، احراز هویت پیامکی شرط ثبتنام اعلام شده؛ اما شواهد میدانی نشان میدهد پیامکها:
– ارسال نمیشوند
– یا با تأخیر میرسند
– یا پیش از استفاده منقضی میشوند
وقتی اختلال:
– سراسری است
– تکرارشونده است
– و پیشبینیپذیر شده
دیگر نمیتوان آن را صرفاً «مشکل فنی» دانست.
حداقل باید پرسید: چرا پس از سالها تجربه فروش، این خطاها همچنان تکرار میشوند؟
تناقض نگرانکننده دقیقاً اینجاست:
– فروش رسمی – تکمیل
– ثبتنام عمومی – ناممکن
– اما همزمان:
– تحویل فوری
– فروش کارتکسی
– قیمتهای بالاتر
این وضعیت، حتی بدون طرح هر ادعایی، یک سؤال روشن ایجاد میکند: اگر خودرو وجود ندارد، این عرضهها از کجا تأمین میشود؟
پرسش، نه جنجال؛ تحلیل، نه اتهام.
بزرگترین آسیب این فرآیندها، مالی نیست؛ روانی و اجتماعی است.
ساعتها انتظار، خطای سامانه، پیامک نیامده، و در نهایت یک جمله سرد: «پر شد.»
این تجربه، به مردم میآموزد:
– تو دسترسی نداری
– تو دیده نمیشوی
– تو باید واسطه داشته باشی
و این دقیقاً نقطهای است که اعتماد عمومی آسیب میبیند.
راهحلها روشن است
یا:
– اختلاف قیمت را حذف کنید
تا انگیزه رانت از بین برود
یا اگر اختلاف قیمت باقی میماند:
– سامانهها را پیش از فروش آماده کنید
– اجازه دهید همه ثبتنام کنند
– سپس انتخاب نهایی را شفاف انجام دهید
حداقلِ احترام این است: مردم تحقیر نشوند، حتی اگر برنده نشوند.
این یادداشت نه دعواست، نه تخریب، نه سیاهنمایی.
این یک مطالبه روشن است:
فروش شفاف، دسترسی برابر، و احترام به شهروند.
تا زمانی که «اعلام رسمی» با «اجرای واقعی» فاصله دارد، پرسشها باقی میماند — و افکار عمومی ساکت نخواهد شد.
انتهای پیام/